سینه ام خسته است وگلویم خسته ترازبغض هایی که به سینه داده ... مرا رها کردی من هم مارا ما هم رهاکردیم سینه را از عشق از عشق خواب هارادرعشق می بنیم در عشق
با عشق تومن عاشقی کردم با خستگیات خستگی کردم تورفتی ومن به یادتوموندم باخبرخوشحالی توشادشدم خبرعشق دوباره توبودکه بیمارشدم تونبودی وپرستارنداشتم مرضم خوب شداما شوق نداشتم کهنگی عشق توسوزانیدمرا مردن توآخرکٌشت مرا |
About![]()
هرگزنمیردآنکه دلش زنده شدبه عشق ثبت است بر جریده عالم دوام ما
Home
|